گاه عابران بند آبي ميشوند و آبهاي وحشي رودخانة من در درياچةشان جمع ميشود.
اندكي پشت آن بند ميمانم. اندكي درنگ ميكنم، و بعد، هرگاه لبريز شوند، از آنها نيز ميگذرم.
جاري ميشوم؛سيلاب ميشوم؛ و به راه خود ميروم؛
ولي پر شتابتر از قبل، كه هيچ بندي آبهاي وحشي مرا مهار نخواهد كرد.
خواهم گذشت.خواهم رفت. از تو نيز خواهم گذشت…
گاه از فروغ آتش مسافري،عاجزانه بخار ميشوم.ابر ميشوم و سرمست از غرور.
آسمان را آزادانه ميپيمايم.
ديري نميپايد كه به تلنگري ميبارم.ميبيني؟ من حتي اسير ابر هم نخواهمماند…
آبهايم مادر زمين را در آغوش ميكشند. “مادر اين منم. بازگشتهام.آزادتر و مشتاقتر از قبل.مادر من باز تشنة نور خواهم شد؛ولي اين بار تشنهتر.”
باز جاري ميشوم…ولي پرخروشتر.
...
خیلی وقتها ه این خودم بودن، عمل کردن به اون چیزی که هستم بدون سانسور خودم، ی اگفتن چیزی که باید بگم، بدون در نظر گرفتن هیچ سیاست ارتباطی، باعث شده دوستانم رو خراب کنم. محبت کردن به آدمی که دوستش دارم، اونطور که دلم میخواد، باعث شده تا خودش رو گم کنه یا خراب شه. انجام دادن کاری برای دیگران، که هرگز فکرشو نمیکردن، باعث شده تا شخصیتشون واقعیشون رو نشون بدن.
با این حال، من هنوز خودم هستم. مثل خودم رفتار می کنم. شاید بهترین محک برای شناختن دیگران، برای شناختن اونهایی که از دوستیشون لذت می بریم یا دوستشون داریم، خود دوستیه. خود دوستی، بدون سانسور کردن چیزی که هستیم. محک سختیه و هرکسی ازش بیرون نمیاد. یا بهتر بگم ندیدم کسی رو که بیرون بیاد. ولی مسئله اینه که وقتی کسیو خیلی باور داریم، نمیتونیم محک هایی رو که داریم روش امتحان نکنیم. شده ته دلم بخواد مثل بقیه، با رعایت انواع سیاست رفتار کنم، شده مدت محدودی اینطور رفتار کرده باشم و همه چیز خوب پیشرفته باشه. ولی این خوب پیشرفتن چیزی نیست که منو راضی کنه. چون همیشه فکر میکنم اگه اونطور رفتار می کردم که دلم میخواد، دیگه همه چی انقدر خوب پیش نمیرفت.
شده خیلی ها رو به این محک سنجیدم و افسوس خوردم به ریختن و گم شدنشون. ولی رفتاردیگران هیچ وقت گناه من نیست.
میخوام بگم اینجوری، با تجربه ها زندگی کردن، و خودم بودن، برام خیلی سخت گذشته، یه جورایی گرون تموم شده. ولی میدونم صدها بار دیگه هم بهم فرصت بدن، همین طور زندگی می کنم.
People are often unreasonable,illogical and self-centered;
Forgive them anyway.
If you are kind people may accuse you of selfish ulterior motives;
Be kind anyway.
If you are successful, you will win some false friends, and some true enemies;
Succeed anyway.
If you are honest and frank, people may cheat you;
Be honest and frank anyway.
What you spend years building, someone may destroy overnight;
Build anyway.
If you find serenity and happiness, others may be jealous;
Be happy anyway.
The good you do today, people will often forget tomorrow;
Do good anyway.
Give the world the best you have, and it may never be enough;
Give the world the best you have got anyway.
You see, in the final analysis, it is all between you and God;
It was never between you and them anyway.
نمیدونم چقدر گذشت...چند ماه...چند هفته...چند روز...چند ساعت....
ولی می دونم زمان زیادی گذشت. دوباره برگشتم.
تو این مدت خیلی تغییر کردم. خسته شدم، زمین خوردم، شکستم، و خودم رو شکوندم، ولی هر باردوباره ساختم، دوباره شروع کردم.
امروز فهمیدم تو تموم این 10 سال که می نویسم و می تونم مستند مرورش کنم، فقط دو تا آرزو بوده که از آغاز بوده و هنوز هست: شادی و آرامش.
گوسفندای بی پوزبند گل های سرخ رو می خورن، گوسفندای با پوزبند از پس بائوبها بر نمیان...
نشستن کنار آتیش تو یه کلبه چوبی تو کندلوس، یه لیوان چای داغ، و موسیقی...زندگی یعنی همین
